آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

آبیــ آبان

جوانی من طوفانی بود ظلمانی
که اینجا و آنجا بر آن تابیدند خورشیدهای فروزان؛
تندر و باران چنان به ویرانی‌اش کشید
که در باغ من اندک ماند میوه‌های گلگون
حال که غروب اندیشه‌ها فرارسیده
بیلچه و شن‌کش باید
تا سامان دوباره بخشم زمین‌های به سیلاب شسته را
آنجا که آب حفره‌هایی به بزرگی گور کنده.
و چه معلوم این گل‌های تازه‌ای که به رؤیا می‌بینم
در این زمین شسته چون ریگزار ساحلی
جان دوباره بگیرند به قوت توشه معنوی؟


این وبلاگ و قصه هایش را بخوانید...

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

حبه انگور!

سه شنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۸، ۰۵:۵۱ ب.ظ

- داری چیکار میکنی؟

+ دارم قصه می نویسم برای بچه ها.

- تعریف کن ببینم قصه رو...

+ تعریف کنم که قصه ...، هر وقت تموم شد میدم بخونی!

- خودتو لوس نکن تعریف کن.. (آهسته آهسته عصبانی می شود)

+ خیله خب حالا اخم نکن!

- پس تعریف کن..

+ قصه سه تا بزغاله که مادرشون توی خونه تنهاشون میذاره و آقا گرگه ....

- خب حالا اسم بزغاله ها رو چی گذاشتی؟

+ یه چیزایی تو فکرم میگذره، مثل شنگول و منگول، ولی نمیدونم سومی رو چی بذارم!

- اممم! بذار فکر کنم..... آهان، شنگول و منگول و حبه انگور!

+ چه باحال! پس اسم قصه رو هم میذارم شنگول و منگول و حبه انگور!

پ ن: شاید به همین سادگی این قصه نوشته یا نقل شده! نه؟

پ ن: اینجا رو هم بخونید، جالبه، نمیدونستم این قصه انقدر گستره جغرافیایی داشته باشه :)

۹۸/۰۸/۲۱ موافقین ۵ مخالفین ۰
حمید آبان

حبه انگور

طنز

قصه

نظرات  (۴)

۰۲ آذر ۹۸ ، ۰۱:۱۰ لبخند ماه

از شنگول و منگول یه صحنه ی عروسکی با زمینه ی مشکی که یه در وسط صحنه قرار داشت و بزغاله ها را با نخ از بالای صحنه تکون میدادن از دوران کودکیم یادم میاد. شما چی؟

پاسخ:
من این قصه رو از خواهرم شنیدم وقتی بچه بودم، بیشتر قصه ها رو خواهرم برام میخوند، هرچند مادر هم قصه های قدیمی برام نقل میکرد، قصه هایی که ریشه در فرهنگ و اصالت خودشون داشت و فضای قصه ها در آذربایجان میگذشت :)

خیلی ممنون

 

به گلفروشی ما هم س بزنید.

پاسخ:
درود و سپاس
چشم، ممنون از حضورتون :)
۲۲ آبان ۹۸ ، ۰۹:۳۳ میرزا مهدی

سلام حمیدِ عزیز! یادمه بچه بودیم یه انیمیشنی نشون میداد(همون کارتون) به اسم بزبز قندی.

ما که اونموقع اصلا نمیدونستیم سینما و داستان و تلویزیون و روایت چیه فقط میدیدم. و مقایسه میکردیم با چیزی که مثلا چند شب پیش بابامون برامون تعریف کرده بود.

الان که شما این یادداشت رو نوشتی یادش افتادم و پیش خودم گفتم که: عه راست میگه ها اون موقع که هیچ، الانش هم ایران نمیتونه همچون انیمیشنی بسازه، و قطعا هم ژاپنی ها از داستانهای ایرانی استفاده نمیکردن.

آگاهمان نمودی برادر!

پاسخ:
سلام آقا مهدی عزیز!
جالب اینجاست که در فرهنگ های دیگه اسامی متفاوتی دارن، مثل انگک و منگک و گوله سنگک! :))
ژاپن و صنعت انیمیشن ژاپن حق بزرگی به گردن نسل ما دارن با کارتن های قشنگ و آموزنده اشون :)
مخلصیم برادر..

واقعا هم بعید نیستا...! =)

پاسخ:
:)) والا بخدا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">