آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

آبیــ آبان

جوانی من طوفانی بود ظلمانی
که اینجا و آنجا بر آن تابیدند خورشیدهای فروزان؛
تندر و باران چنان به ویرانی‌اش کشید
که در باغ من اندک ماند میوه‌های گلگون
حال که غروب اندیشه‌ها فرارسیده
بیلچه و شن‌کش باید
تا سامان دوباره بخشم زمین‌های به سیلاب شسته را
آنجا که آب حفره‌هایی به بزرگی گور کنده.
و چه معلوم این گل‌های تازه‌ای که به رؤیا می‌بینم
در این زمین شسته چون ریگزار ساحلی
جان دوباره بگیرند به قوت توشه معنوی؟


این وبلاگ و قصه هایش را بخوانید...

آبیــ آبان

چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۸، ۰۵:۲۵ ب.ظ

آغاز فصل جدید وبلاگ نویسی من...

شاید حرف های تازه ای برای گفتن و نوشتن باشد

  • حمید آبان

نظرات  (۱۵)

درود بر شما

پاسخ:
درود بیکران به استاد گرانقدرم...
  • لبخند ماه
  • 🌹🌷

    خوش امد بگوییم یا خداحافظ؟

    پاسخ:
    در خدمت شما هستم استاد :)

    تبریک بگم پس؟

    مبااارک!

    منتظریم فصل جدید رو با اقتدار شروع کنید

    یعس!

    پاسخ:
    درود بر خانم نویسنده
    ممنون و سپاس از حضور پرمهرتون
    انشالله حرف های بهتری برای نوشتن داشته باشم و دیدگان ارزشمند شما دوستان رو مکدر نکنم..
  • لبخند ماه
  • ارادت گرامی

    مبارک است و به فال نیک میگیریم این نام و این تغییر را

    پاسخ:
    عرض ادب و احترام خدمت استاد و سرور گرانقدرم
    حضورتان بر دیده جای داره و باعث افتخار..

  • دختر خرداد
  • به نوعی میشه گفت منزل جدید مبارک ،ان شاالله که ستاره ی وبتون همیشه روشن :) و
    پاسخ:
    درود بر دختر خرداد
    حضورتون باعث دلگرمی نوشته ها و آغازی بهتره :)
    با آرزوی بهترین ها..
  • میرزا مهدی
  • سلام الان دیگه بهت نگیم حمید جان؟ بگیم آبی جان؟ قرمز چش بود مگه؟

    تندرستیت آرزومه :) 

     

    پاسخ:
    سلام میرزا مهدی عزیز
    آقا فقط اسم وبلاگ عوض شده، و شاید حرفای تازه تری نوشته بشه، خودمون که تغییر نکردیم برادر :))
    من همون برادر کوچیک شما حمید هستم و خواهم بود :)
    آرزوی بهترین ها دارم برات مهدی جان..

    تبریک می‌گم این فصل جدید رو.

     

    دلیل این آغاز مجدد رو هم می‌گین بهمون؟

    پاسخ:
    ممنون از شما خانم نویسنده :)
    یک پست مفصل برای آغاز این فصل جدید و توضیحات طلب شما از من :)

    مرسی از شما و شاملو :))

    پاسخ:
    ارادتمند :)
  • سمیرا شیری
  • به به! چه آبی! 

    "خانه‌ی دوست کجاست؟


    نرسیده به درخت،
    کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
    و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است..."

     

    خانه‌ی دوست همین‌جاست 


    آبی شدن آبان مبارک باشه :)

    خونه‌ی آبیتون آبی‌تر :)

    پاسخ:
    و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است...
    ممنون از حضور همیشه پرمهرتون، و اشاره به این شعر زیبای سهراب :)
    دلتون همیشه آروم و لبتون همیشه خندون :)

    اسم قشنگ، شروع جدید... مبارک باشه و به خیر و خوشی! =) 

    پاسخ:
    حضور قشنگ تر شما که به این شروع جدید برکت میده :)
    با آرزوی بهترین ها..
  • مریم بانو
  • اهان الان متوجه شدم!

     

    هی میخوندم اغاز فصل جدید وب نویسی ابی ابان یعنی چی؟:)

     

    آقا مبارکه اسمتون ، چرخش براتون بچرخه !

     

    پایدار بمونه براتون :)

     

     

    پاسخ:
    ممنون بانو
    سلامت باشید، چرخ که نداره، ولی خدا کنه حرفاش بچرخه :)
    یه روز باید بیام سمت "روزهای کاغذی" و یه دل سیر حرفای شما رو بخونم، که میدونم حرف های خوبی اونجاست..
  • مریم بانو
  • آبی آبان !

     

    زیر دیپلم بنویسید:))

    پاسخ:
    نفرمائید، شما خودتون استادید :)
    جسارت کردیم یه اسم به اصطلاح هنری برای این کلبه خرابه گذاشتیم :)
  • رهام Geramiha
  • به سلامتی :) موفق باشی

    پاسخ:
    درود و عرض ادب
    سلامت باشید رفیق :)
    با آرزوی بهترین ها برای شما..

    :)

    پاسخ:
    ما در عتاب تو می‌شکوفیم
    در شتابت
    ما در کتاب تو می‌شکوفیم
    در دفاع از لبخند تو
    که یقین است و باور است...

    + شاملو در پاسخ لبخندتان می فرماید :)
  • مریم بانو
  • یا من گیج بودم گیج تر شدم یا شما مفهومی بسی مبهم 

     

    فرمودی!!

     

    :)

    پاسخ:
    درود مریم بانو
    راستش منم الان گیج شدم! چیز مبهمی مگه گفتم؟! :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">