آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

اندر احوالات وبلاگ نویسی

يكشنبه, ۹ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۰۴ ق.ظ
نویسنده : حمید آبان

خیلی سال میگذره از وبلاگ نویسی من! از روزهای اول که یکی از دوستان (هنوزم بعد از 15 سال دوستیم!!) منو با دنیای وبلاگ نویسی آشنا کرد خیلی سال میگذره، سالهایی پر از خاطره های تلخ و شیرین... چند وقتیه دوباره به سرم زده وبلاگ نویسی کنم، البته برای دل خودم، چون یجای دیگه یه وبلاگ (وبسایت) کاری هم دارم که هنوز داره کار خودشو میکنه.. امروز به چند تا وبلاگ خوب و قلم خیلی خوب برخوردم و حس و حال اون روزها دوباره در من زنده شد، گویی در زمان سفر کردم!! حکایت "رد پای خاکستری زمان" از "شام آخر" و "سرزمین رنگین کمان" میاد، جاهایی پر از خاطره و شب بیداری هایی که تبدیل به یک نوشته میشد، یا بعضی وقت ها چند خط شعر! تا یکی که فرسنگ ها اون طرف تر و با اختلاف ساعت بیشتر نشسته، بخونه و القصه... همه اون خاطرات رفت به صندوقچه تاریخ و فقط یک روایت شفاهی ازش بجا مونده.. روایتی که سالهای قبل یک بار دیگه هم پاک شده بود، اما به دلایل مشکلات فنی سرورها!! دوباره بازیابی شده بود، ولی الان دیگه نیست، و بعید میدونم هم دوباره اون نوشته ها رو ببینم!!

سرتون رو درد نیارم، اینجا قراره دنیای تازه ای باشه، با واژه های تازه.. بعضی ها شیرین و بعضی ها تلخ..
ممنون از دوستانی که به این وبلاگ سر میزنن، دنبال می کنن و احیانا نظر میدن..
همونطور که همه وبلاگ نویس ها میدونن، دلخوشیم به کامنت دوستان
در پناه حق پایدار و برقرار باشید

روزنوشت

امیدوارم موفق باشین و نوشته های فوق‌العاده تون اینجا حک بشن ....
من هم برای شما آرزوی موفقیت و سربلندی دارم، به امید اینکه نام شما رو بعنوان نویسنده در کتاب ها ببینیم و بخوانیم..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">