آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

شعر یا نقش هنر؟

دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ۰۴:۴۴ ب.ظ
نویسنده : حمید آبان

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان

نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

سر فرا گوش من آورد به آواز حزین

گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند

کافر عشق بود گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر

که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم

اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

خنده جام می و زلف گره گیر نگار

ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

+

خطاب می رسید که:«ای آدم! در بهشت رو و ساکن بنشین و چنانکه خواهی می خور و می خسب و با هر که خواهی انس گیر».
هر چند که می گفتند،او می گفت:
حاشا که دلم از تو جدا داند شد / یا با کس دیگر آشنا داند شد
از مهر تو بگسلد که را دارد دوست / وز کوی تو بگذرد کجا داند شد
چون وحشت آدم هیچ کم نمی شد و با کس انس نمی گرفت، هم از نفس او حوّا را بیافرید و در کنار او نهاد تا با جنس خویش انس گیرد.
آدم چون در جمال حوّا نگریست پرتو جمال حق دید، بر مشاهده حوّا ظاهر شده، که «کُلُّ جَمیلٍ مِن جمالِ الله». ذوق آن جمال باز یافت. گفت:
ای گل تو به روی دلربایی مانی / وی می تو ز یار من به جایی مانی
وی بخت ستیزه کار هر دم با من / بیگانه تری به آشنایی مانی


(مرصادالعباد)

+

حافظ انسان عجیبی است، همه ذرات وجودش از عشق می گوید، از عشق می نویسد، و در عشق می میرد. لسان الغیب است، گاهی که دلت می گیرد و از برای هم صحبتی به سراغش می روی، گویی هزار سال تو را می شناسد، مانند آدم های دور و برت نیست که هر چه بگویی سر آخر حرفی برای گفتن ندارند. حافظ را چون موسیقی می توان شنید، گویی استاد لطفی برایت سه تار می زند، می توان چون نگاری خوش چهره دید، می توان در آوازی دلکش شنید. حافظ مرد روزهای عاشقی است، مرد شاعرانه ها، مردی که خدا را در سیمای زنی، زیبا می بیند. واژه هایش سرشار از اعجاز است، و تو ققنوس وار از نو متولد می شوی در هر بیت و مصراع غزل هایش، غزل هایی که رنگ می زند بر دنیای خاکستری کلمات...

حافظ چکامه

چقدر قشنگ بود و حس خوبی داشت. بازم از این کارا بکنین
زیبا از نگاه پر مهر شما گذشت...
ممنونم :)
همیشه حافظ رو به همه ترجیح دادم. مخصوصا سعدی :)
دلتون میاد با سعدی چنین کنید؟! :)
مقایسه حافظ و سعدی مثل نون خامه ای و ناپلئونیه، نمیشه از هیچ کدوم گذشت :)) فقط خوردن ناپلئونی سخته :))
همیشه در فهم حافظ کم‌توفیق بودم.
تواضع در دانایی لازمه رسیدن به داناییست
شکسته نفسی می فرمایید دکتر
حافظ آن مردی که دریا بود و دنیا بود...
من هنوز حافظ خوان قوی‌یی نشدم. احساس می کنم هنوز قدرت فهم و درک عمیق شعراش رو ندارم.وقتی می خونم خیلی نمی تونم قشنگ بخونم و بفهمم :(
اما مشتاقانه منتظر روزی هستم که وارد قلمروش بشم... :)
یک دفعه عاشق حافظ نمیشی، یک روز میاد و می بینی داری سالها با غزل های حافظ عشق بازی می کنی، حافظ بی سر و صدا میاد، میاد و دیگه از دل نرود بیرون :)
میفرماید 
من این حروف نوشتم  چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

یه جایی خوندم که نوشته بودند:
این شعر سه قسمت دارد 
مقدمه که تعریف می کند چطور نبات خانم حافظ را نیمه شب بیدار کرده است و تعریف حافظ از عشق این زن مو را بر تن سیخ می کند
 زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست 
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست 
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
 نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست 
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
 گفت ای عاشق دیرینه‌ی من خوابت هست؟!
 در قسمت دوم به خدا توضیح می دهد چرا به عشق نبات به جای عبادت خدا نیمه شب بیدار شده است 
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
 کافرِ عشق بود گر نشود باده پرست 
و درقسمت پایانی نتیجه گیری کرده و حجت را باخواننده تمام می کند
 برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر 
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
 آن چه او ریخت به پیمانه، ما نوشیدیم 
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست
 خنده جام می و زلف گره گیر نگار
 ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

حاج حمید یه عده میگن به جای خوی باید خـَی خوانده بشه. به معنی عرق کردن. و زلفِ گِره گیر: مجعّد،پرپیچ وتاب. زلفِ حلقه حلقه ی یارکه دل درمیان آن گیرکرده وبه دام می افتد.
(طولانی شد ببخشید)
به به، حجت بر شعر تمام کردی میرزا جان :)
با خُی موافقم، وزن شعری هم درست در میاد
ممنون از این تحلیل مبسوط و دل انگیز، زنده باد رفیق :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">