آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

قبل از اینترنت تو را به چه کار بود؟ (چالش)

دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۱۹ ق.ظ
نویسنده : حمید آبان

دنیای خیلی از ماها به قبل از اینترنت و بعد از اینترنت تقسیم بندی میشه، اما این روزها انقدر درگیر شدیم با این فضای مجازی، که دوران ماقبل اینترنت به خاطراتی دور و کمرنگ از زندگی ما تبدیل شده، و به سختی به یاد میاریم که قبل از ورود به دنیای اینترنت چه میکردیم و چطور زندگی می کردیم. نسل من از نوجوانی با دنیای اینترنت آشنا شد، و دوران خوش بی اینترنتی من در کودکی و نوجوانی سپری شد. دورانی آمیخته با نوستالژی های تلخ و شیرین که به بازی و شیطنت توی کوچه ها میگذشت. به وقت تابستون و فراغت از سال تحصیلی دوچرخه ها رو از انباری بیرون میاوردیم و برای یک سه ماهه پرماجرا آستین بالا میزدیم و این رخش خسته مدل قناری قرمز رنگ رو تیمار میکردیم. آتاری و میکرو که 9 ماه تو جعبه و داخل کمد داشت خاک میخورد رو بیرون میکشیدیم و سرمست و خوشحال مهیای بازی می شدیم. تیم فوتبال محله هم از فردای آخرین امتحان خرداد آماده مسابقه با تیم های دیگه بود و به وقت کارتون و فوتبالیست ها، دیگه هیچ بچه ای تو کوچه پر نمیزد! کاردستی درست میکردیم و همیشه سر ظهر که جماعتی خواب بودن مشغول نجاری با تیر و تخته برای درست کردن یه وسیله بی نام و نشون بودیم و صدای چکش من رو مورد غضب مادر قرار میداد. برای فهمیدن یک موضوع یا رسیدن به پاسخ یک پرسش هم گوگل نداشتیم تا در کسری از ثانیه به جواب برسیم، از بزرگ ترها می پرسیدیم یا به چند تا کتاب و مجله رجوع می کردیم. بازی می کردیم، دعوا می کردیم، زمین می خوردیم، زخمی می شدیم، اما کنار هم بودیم، کنار هم خوشحال بودیم.

پ ن: دنیای امروز که به شدت دیجیتالی و به اینترنت وابسته شده، قطعاً بدون دسترسی به اینترنت امکان زندگی و کار سخت و ناممکن به نظر میاد، بطوریکه در قطعی چند روزه اینترنت کشور، همگی با مشکلات عدیده ای روبرو شدیم که زندگی و شغل ما رو تحت تاثیر قرار داد و ارتباط ما رو با دنیای آنسوی مرزها و حتی با آدم های اطرافمون قطع کرد. بطوریکه نمی تونستیم یک ایمیل بفرستیم یا دریافت کنیم، و خیلی ماجراهای دیگه ای که همگی بهش واقف هستیم.

پ ن: هدف از نوشتن این پست یا چالش، اینه که به یاد بیاریم بدون اینترنت چه می کردیم و زندگی چطور می گذشت، و با مدیریت دسترسی به این شبکه جهانی میتونیم زندگی قشنگ تری داشته باشیم. این روزها اینستاگرام و تلگرام و خیلی برنامه های دیگه ما رو از کارهایی که قبلاً انجام می دادیم دور کرده، مثل کتاب خوندن، بازی کردن با هم، به هم زنگ زدن و به دیدن هم رفتن، نقاشی کشیدن، قلم و کاغذ دست گرفتن و ...

پ ن: از همه دوستانی که این متن رو میخونن دعوت میکنم در این باره برای ما بنویسن تا بیشتر با جنبه های زندگی بدون اعتیاد به اینترنت آشنا بشیم.. به سیاق گذشتگان از کسی اسم نمی برم، اما همه شما که "ردپای خاکستری زمان" رو از نظر ارزشمندتون میگذرونید دعوت میکنم برای ما بنویسید...

 

من با اینکه اواخر هفتادم ولی کاملا یادمه اون موقعایی که کارت اینترنت بود و واسه وصل شدن لپتاب satellate بابام به نت سیم تلفن رو میکشیدیم تا اون سر اتاق برای دو دیقه نت گردی و سرچ کردن اسم بازیگرای هالیوود.

ازون موقع تا الان که خودم یه گوشی هوشمند دستمه خیلی نگذشته ولی عجب سرعتی داره پیشرفت علم واقعا!!

ما هم با کارت اینترنت دایال آپ اسم بازیگرای هالیوود رو سرچ میکردیم و حتی از هر بازیگر یه آلبوم عکس داشتیم :) در کل عکس هایی که از اینترنت دانلود می کردیم، چه سلبریتی و چه دار و درخت ارزش زیادی برامون داشت و براش فولدر درست می کردیم :))
روزگار طوری شده که دیگه نمیشه به گذشته برگشت، دنیا ره به جایی می بره که سرعت زیادی باید داشته باشی تا به گرد پاش برسی، و اینترنت فاصله ها رو خیلی نزدیک کرده...

سلام 

من قبل از اینترنت ، کتاب می خواندم بخصوص کتابخانه میرفتم. مستند از تلویزیون نگاه میکردم. از ورزش هم بدنسازی میکردم که الان خیلی بندرت. روزنامه هم میخواندم. جدول حل میکردم و بخصوص اخبار رادیو و رادیو گوش میکردم. 

سلام و درود
آخ گفتی رادیو، به وقت کنکور و شب های تا صبح بیدار برای درس خوندن، رادیو و نمایش های رادیویی همدم تنهایی من بود :)

چه توصیف قشنگی از دنیاتون 

دنیای بچگی و نوجوونی من تو کتابا گذشته فکر نکنم بتونم ازش پستی دربیارم 

ولی به هر حال دنیا در حال تغییره و زندگی مجازی رو نمی شه ترک کنیم. چقدر خوبه که درست و انسانی تر و مفید تر ازش استفاده کنیم:)

دنیایی که تو کتاب ها گذشته، زیباترین دنیاهاست، زلال ترین دنیاها...
راه رستگاری همینه که فرمودید، درست و انسانی تر و مفیدتر :)

دقیقا وقتی کامنت گذاشاتم میخواستم بگم سانازها هم خودشون و معرفی کنن

کارت تلفن ها دق میدادن تا وصل شن اون همه عذاب برایرچت روم اخه😂😂

بیشتر آرش بودم من

گاهی هم غزل😅

ما نسل عذاب کشیده و سوخته اینترنت هستیم :) با اون اینترنت دایال آپ :)
روزگار چت روم و چت کردن ها بخیر.. هرچند همه اش ظاهر بود و هیچ باطنی نداشت :)

اگر فرصتی بود، به روی چشم :)

اصلاً پست 1385 رو اختصاص می‌دم به این موضوع. اولین سالی که به نت متصل شدم!

ممنون و متشکر دردانه بانو :)

من دهه 80 هستم 

دنیا قبل از اینترنت رو دیدم؛ با تمام مطلب و پ.ن موافقم

من یادم پدربزرگم با اون موتور قدیمی که سبز رنگ بود 

میومد خونه ما و کل منطقه 17 رو دور دور می کردیم

پدربزرگم هست، من هستم، موتور قدیمی هم هست ولی اینترنت نمی زاره...

دلخوشی های اون وقتا یجور دیگه و از یه جنس دیگه بود، نه میشه گفت بهتر بود، نه میشه گفت بدتر، اینترنت هم نمیشه نادیده گرفت و از زندگی جدا کرد، مهم برقرار کردن تعادل در زندگیه..
من هم متولد منطقه 17 هستم، و حتی بخشی از کودکی خودم رو اونجا گذروندم :)
سایه پدربزرگ و همه عزیزان مستدام

سلام گرامی

چه چالش جالبی. قطعا دوستان حرفهای برای گفتن خواهند داشت. 

من که از سالهای شروع به کارم در مدرسه تازه موبایل امد. اینترنت از این دایال اپ ها بود و باید کارت اشتراک میخریدیم و به زحمت وصل میشدیم و لذتمان در یاهو مسنجر بود. 

سر فرصت مینویسم😊

 

سلام و عرض احترام بسیار
نسل ما و شما که کمی (فقط کمی) از ما بزرگتر بودید نسل سوخته اینترنت بحساب میاییم، که عمرمون پای قیژقیژ دایال آپ تلف شد :))
منتظر خوندن آن پست هستیم استاد :)

کتاب

مجله

روزنامه

تله‌تکست

آخ آخ تله تکست! هر روز میخوندم مطالبش رو، یادتونه یه قسمت داستان داشت که سرگذشت واقعی آدما رو می نوشت؟ کاریکلماتور یادتونه؟ ما به چه چیزهایی دلخوش بودیم و کیف میکردیم :)
ازتون دعوت میکنم از اون روزها برامون بنویسید، یک پست مفصل :)

سلام

کلا تا هفت سالگی اینام نبود و بعدش بود ازینجهت خیلی نمیدونم چجوری بوده

نمیگم دنیای بهتری بوده، اینترنت رو نمیشه از زندگی امروز جدا کرد و به دوران ماقبل اون برگشت، که مثل شروع کردن از آتش و چرخ میمونه!! هدف استفاده درست و مدیریت شده از اینترنته، که این روزها بهش معتاد شدیم و بیشتر وقتمون رو صرفش میکنیم..

نسل ما که کلا روزای بی‌اینترنت ندیدن. 

اما من روزایی رو یادمه که هنوز گوشی هوشمند مد نبود، یا روزی که بابام با ذوق داشت به دایی‌م می‌گفت: فلانی، یه موبایل خریدم، دوربینش پنج مگاپیکسله! و دایی‌م هم تعجب می‌کرد و می‌گفت: ایول!!

اما نمی‌دونم، من از این سبک زندگی راضی‌ام. هیچ‌وقت دلم نخواسته زمان برگرده به روزای بی‌اینترنت و بی‌ آب‌ و برق، یا هیچ‌وقت نگفتم خوشا به حالت روستایی. احتمالا یه عده‌ای به من می‌گن که توی این دنیای دیجیتال گم شدم و از این حرفا، اما به نظر من در این مورد خاص، تطبیق بهترین راه‌حله. ما هیچ‌جوره نمی‌تونیم اون روزها رو برگردونیم، پس چرا از امکاناتی که جهان متجدد و تکنولوژی در اختیارمون قرار دادن لذت نبریم؟ 

اینترنت به خودی خود چیز بدی نیست، طوری که زندگی امروز همه ما شدیدا وابسته بهش شده، مثل آب و برق که اگه نباشن زندگی ما مختل میشه.. یه کم استفادمون از اینترنت اشکال داره، و وقت زیادی پاش صرف میکنیم، درصورتی که میدونیم بیشترش داره به بطالت میگذره، مثل گشت و گذار بین عکسها و کلیپ های اینستاگرام و ... که اینم اگه مدیریت بشه هیچ اشکالی نداره.. این اعتیاد و استفاده زیاد و بیجای ما از اینترنت یه کم ما رو از هم دور کرده، و لذت های یک زندگی عادی رو فراموش کردیم..
اون دوربین پنج مگاپیکسلی زمانی که دانشجوی کارشناسی بودم یک آپشن لاکچری بحساب میومد که همگان نداشتن، و پرچم دار گوشی های اون موقع نوکیا N95 بود :)

اخ اخ دلم لک زد برای اون روزا

ما اوایل نوجوونی با چت روم اشنا شدیم😂😂😂

به فنا رفتیم

با کارت اینترنت وصل میشدیم با یه مکافاتی

من همیشه اسمم شهرام بود یا ارش😂😂

چت روم یادتونه بیشتر آیدی ها اسمشون ساناز بود، ولی نود درصد سانازها پسر بودن :)))
کارت اینترنت و قیژقیژ دایال آپ رو که نگید، همه اش خاطره ست و نوستالژی :)
شهرام آخه؟؟؟ :))

من بیشتر کتاب میخوندم، خیلی حرف میزدیم با خانواده، مهمونیا بیشتر بودن تی وی بیشتر نگاه میکردیم فیلم زیاد میدیدم. الان علائقم تغییر کرده یه بخشیش خوبه یه بخشیش نه.

یادمه از تهران میرفتیم کرج خونه عمه، حداقل دو سه روز میمونیدم! یا از اون طرفا کسی میومد خونه ما هم همینطور، اما الان رابطه ها طوری شده که سالی یک بار هم همدیگه رو نمی بینیم، نمیگم تقصیر اینترنته، که روزگار اینطوریمون کرده...
ممنون که از اون روزها گفتید و نوشتید، اما شخصا دعوت میکنم ازتون یک پست مفصل از اون روزها برامون بنویسید، با قلم زیبا و توانمندتون :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">