آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

آبیــ آبان

جوانی من طوفانی بود ظلمانی
که اینجا و آنجا بر آن تابیدند خورشیدهای فروزان؛
تندر و باران چنان به ویرانی‌اش کشید
که در باغ من اندک ماند میوه‌های گلگون
حال که غروب اندیشه‌ها فرارسیده
بیلچه و شن‌کش باید
تا سامان دوباره بخشم زمین‌های به سیلاب شسته را
آنجا که آب حفره‌هایی به بزرگی گور کنده.
و چه معلوم این گل‌های تازه‌ای که به رؤیا می‌بینم
در این زمین شسته چون ریگزار ساحلی
جان دوباره بگیرند به قوت توشه معنوی؟


این وبلاگ و قصه هایش را بخوانید...

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسلام» ثبت شده است

این سوالی است که دغدغه این سالهای جامعه ماست، مردم چطور به دام جهل می افتند و مرز بین جهل و دانایی کجاست؟ این جهل گاهی به بیشعوری می انجامد، و گاه به ترویج و اشاعه جهل در جامعه، اما چرا سرعت انتشار جهل همواره از سرعت پیشرفت دانایی بیشتر بوده است؟ بیایید با چند مثال ادامه دهیم؛ بعنوان مثال من درون غاری نشسته ام، از بیم وقایع بیرون از غار جرئت سربرگرداندن هم ندارم، هر سایه ای که بر روی دیوار غار می افتد را بر اساس تصورات خودم به موجودات ترسناکی تعبیر میکنم که ممکن است به من آسیب برسانند. به یکباره بر ترسم غلبه میکنم و به بیرون از غار قدم میگذارم و می بینم سایه ها چیزی نبودند جز شاخه های در حال تکان درختان که باد به حرکتشان درآورده است! چه چیزی باعث شد من از نادانی به دانایی برسم؟ غلبه بر ترس از ناشناخته ها و جسارت کشف و شهود. انسان در طول تاریخ آنچه از دانستن آن عاجز بوده را به وقایع عجیب و معجزه گونه تعبیر کرده است و حتی نسخه ای تجویز کرده که آدم در کار خدا(یان) دخالت نمیکند و ممکن است مورد غضب آنها قرار بگیرد. در پست قبل که به بررسی کتاب "مرگ در آند" پرداخته شد، به نمونه هایی از جهل انسان و پناه بردن به خرافات اشاره گردید. مردمان قوم آزتک (مایاها) که در فیلم Apocalipto ساخته مل گیبسون هم به تصویر کشیده شد، برای آرامش روح خدایان انسان ها را قربانی کرده و قلب آنها را از سینه هاشان در می آوردند! یا قبل از ظهور اسلام و در سرزمین حجاز می دانیم که دختران زنده به گور می شدند! و مثال های متعدد دیگری از جهل و نادانی انسان ها که در طول تاریخ وجود دارد. حال با پدیده ای روبرو هستیم که به آن جهل مدرن می گویند، فردی که تحصیلات عالیه دانشگاهی نیز دارد، هنوز به خرافات معتقد است و بعد از وقوع هر اتفاق ناگوار به آدابی همچون شکستن تخم مرغ و دود کردن اسپند روی می آورد. فرقی نمیکند دکتری دانشگاه تهران داشته باشد یا سواد خواندن و نوشتن، اما هنوز برای درمان بیماری خود به جادو و جمبل اعتقاد دارد و از افرادی که با دنیای ماوراء در ارتباط هستند طلب امداد میکند! یا خانم های به ظاهر متشخص و تحصیلکرده و اغلب ثروتمندی را می بینیم که به انواع فال ها مانند فال قهوه و تاروت و ... اعتقاد دارند، و هزینه های هنگفتی را صرف این امور خرافی می کنند!

ردپای جهل در اعتقادات دینی ما هم دیده می شود، و بجای پرداختن به اصل دین، اسیر خرافه ها و اعتقادات نادرست شده ایم. مثال های متعدد آن را در ایام سوگواری امام حسین (ع) مشاهده می کنیم، علامت های صلیبی شکل و بزرگ با زرق و برق و تزئینات چشم نواز که با هزینه های زیادی ساخته می شود و نشانه ای برای قدرت نمایی هیئات بشمار می رود! طبل و دهل های چینی و گران قیمتی که آلودگی صوتی کمترین اثر این ابزار است، یا قمه زدن و خودزنی و آسیب به جسم و روح که الحمدلله به لطف فتوای رهبری از حالت علنی خارج شده، ولی هنوز وجود دارد! در این باب خواندن کتاب "شیعه علوی، شیعه صفوی" دکتر علی شریعتی را پیشنهاد میکنم و گریزی به گذشته و برگزاری آبرومندانه مراسم سوگواری سیدالشهدا می زنم، آن زمان ها که مردم در حسینیه ها و مساجد و هیئت ها با نظم و اصول مناسبی به سوگ می نشستند و با نوای مرثیه و روضه دلی سبک می کردند، بی آنکه لباس از تن در بیاورند و بر جسم خود آسیب برسانند، بی هیچ خودنمایی و گرایش به تجملات و اسراف و ریخت و پاش!

مثال بسیار است و از حوصله این مجال خارج، اما بیاییم برای رهایی از جهل و خرافات جسارت بیرون آمدن از غار داشته باشیم، بیاییم بر غلط بودن باورهای غلط سرپوش نگذاریم، بیاییم با انحراف مقابله کنیم، دین اسلام پر از شگفتی های علمی و منطقی است که ما به اشتباه حواسمان را به فرعیات معطوف کرده ایم، فرعیاتی که آبستن خرافات و اعتقادات نادرست است.

سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ ﴿۳۶﴾

پاک [خدایى] که از آنچه زمین مى ‏رویاند و [نیز] از خودشان و از آنچه نمى‏ دانند همه را نر و ماده گردانیده است (۳۶)

وَآیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ ﴿۳۷﴾

و نشانه‏ اى [دیگر] براى آنها شب است که روز را [مانند پوست] از آن برمى ‏کنیم و بناگاه آنان در تاریکى فرو مى ‏روند (۳۷)

وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ﴿۳۸﴾

و خورشید به [سوى] قرارگاه ویژه خود روان است تقدیر آن عزیز دانا این است (۳۸)

وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ ﴿۳۹﴾

و براى ماه منزلهایى معین کرده‏ ایم تا چون شاخک خشک خوشه خرما برگردد (۳۹)

لا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ ﴿۴۰﴾

نه خورشید را سزد که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشى جوید و هر کدام در سپهرى شناورند (۴۰)

التماس دعا...

حمید آبان
۰۷ مرداد ۹۸ ، ۱۳:۳۲ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۴ نظر