آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

آبیــ آبان

جوانی من طوفانی بود ظلمانی
که اینجا و آنجا بر آن تابیدند خورشیدهای فروزان؛
تندر و باران چنان به ویرانی‌اش کشید
که در باغ من اندک ماند میوه‌های گلگون
حال که غروب اندیشه‌ها فرارسیده
بیلچه و شن‌کش باید
تا سامان دوباره بخشم زمین‌های به سیلاب شسته را
آنجا که آب حفره‌هایی به بزرگی گور کنده.
و چه معلوم این گل‌های تازه‌ای که به رؤیا می‌بینم
در این زمین شسته چون ریگزار ساحلی
جان دوباره بگیرند به قوت توشه معنوی؟


این وبلاگ و قصه هایش را بخوانید...

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سینما» ثبت شده است

"اتاق تاریک" فیلمی به کارگردانی روح الله حجازی، با بازی ساعد سهیلی و ساره بیات، مهمون تعطیلات اخیر ما بود. فیلمی اجتماعی، با موضوع اصلی آزار جنسی کودکان، که تقریباً خوش ساخت بود. جدای از تکنیک های سینمایی که سررشته ای ازشون ندارم، تشخیص فیلم خوب و بد فقط از حس خوب یا بدیه که ازش می گیرم. فیلم هایی بودن که با دیدنشون بغض کردم، و بعضی صحنه ها واقعاً اشکمو در آورده، فیلم هایی هم بوده (برخلاف تعریف و تمجیدهای زیاد) زیاد به دلم ننشسته. علی ایحال منظورم از این حرفها اینه که هر آنچه میخوانید، صرفاً دیدگاه شخصی بنده ست و هیچ ادعایی در زمینه فیلم و سینما وجود نداره، هرچند که به فیلم خوب دیدن اعتقاد زیادی دارم، و سعی کردم آثار برجسته سینمای ایران و بخصوص جهان رو ببینم.

برگردیم به "اتاق تاریک"؛ قصه فیلم اینطوره که فرهاد (ساعد سهیلی) و هاله (ساره بیات) زن و شوهری هستن با اختلاف سنی نسبتاً زیاد (مشخصه دیگه کدوم بزرگتره!)، و صاحب فرزند پسری که همون ابتدای فیلم با گفتن یه جمله، مسیر فیلم رو تعیین میکنه. جمله ای با این مضمون که شبهه آزار جنسی رو بوجود میاره. در کنار آشفته حالی پدر برای حل این معما و پنهان کردن موضوع از همسر، برخی رفتارهای تربیتی نکوهیده والدین قصه، روشن میکنه که ترسوندن بچه از هرچیزی مثل اتاق تاریک، لولو خرخره، آقا دزده و ... روی رفتارهای شخصیتی و شکل گیری هویتی بچه ها تاثیر زیادی داره، و نباید والدینی باشیم که با ترسوندن بچه هامون سعی بر ساکت نگه داشتن و به زعم خودمون تربیت بچه ها داشته باشیم.

فارغ از ماجرای قصه که آخرش معلوم شد اتفاقی نیفتاده و همه اش سوءتفاهم بوده، اما متاسفانه موضوع آزار جنسی کودکان به شدت موضوع مهمیه که در سراسر دنیا وجود داره، و افراد پدوفیل گاهی اوقات چنان خطرناک میشن که فجایعی مثل اتفاقات چند سال اخیر رخ میده، و در نهایت به طرز بی رحمانه ای منجر به مرگ کودک میشه. نمیدونم واقعاً راه گذر از این اتفاقات چیه، باید آموزش ببینیم؟ به بچه ها آموزش بدیم؟ واقعاً نمیدونم. در دنیایی زندگی میکنیم که هر روز یک انحراف روان شناختی جدید پیدا میشه و افرادی رو می بینیم که گرایشات عجیبی به مسائل جسمی و روحی مختلف دارند. هرچند که رفتار پدوفیلی از دیرباز همراه بشر بوده، این موجود دوپا که خودش رو اشرف مخلوقات میدونه! اما فجیع ترین ابعاد غیر انسانی از خودش بروز میده. به راستی ما اشرف مخلوقاتیم؟!

حمید آبان
۰۳ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۸:۱۹ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۴ نظر

به خون خویش خفته اند، و آرزوی خود را به خاک می سپارند، در خاتمه احساس و در تشییع کلمات.. گاهی دستی جا می گذارند، گاهی قلبی آکنده از احساس، گاهی لبخند را اما فراموش می کنند، و بهار را بدرود گفته و "لا تترکنی ابداً" زمزمه می کنند.. مردانی که قربانی می شوند، جان می دهند، خونشان جاری.. اما سرشار از فداکاری، مملو از گذشت.. وصف حالشان در واژه ها نمی گنجد، که دنیایی دارند به گستردگی آسمان، به سبزی بهار... اما خو گرفته اند به خزان، و دل بسته اند به زمستان.. در شمارش معکوس زندگی، هر لحظه تیری خلاصشان می کند، و تکه ای بجا می ماند، در قلب زنی که فرسنگ ها آنسو تر می تپد به یاد صدای مردانه ای که چون آهنگ زندگی قرص می کند دلش را، گرم می کند دَمَش را... برگ ها زرد می شوند، از بلندی سقوط می کنند، و لاله ای جان می دهد زیر باران آتش و دود...

پ ن: "تنگه ابوقریب" فیلمی که چهره زشت جنگ را به خوبی نشان داد و خنجری بود بر قلب هامان، سوزاند و آتش زد...

پ ن: مدیونیم، زندگی را به مردانی که پای این خاک ایستادند و به خون خویش خفتند

حمید آبان
۲۲ دی ۹۷ ، ۱۳:۳۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر