آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نمایش» ثبت شده است.

دیوار

يكشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۸، ۰۱:۱۴ ق.ظ
نویسنده : حمید آبان

تصویر مربوط به دیوار برلین

روی دیوار خیال تکیه داده بود و به آنچه پیش رویش میگذشت می نگریست، به همه خاطرات بعید و قریب زندگی، به راه های رفته و نرفته، به تصمیم های گرفته و نگرفته.. آنچه از آن بیم نداشت، حس عجیبی بود که در جوانی گریبانش را گرفت، همان حس گمشده، همان حس آتش افروز جانکاه و جانفرسا، که فرجامش تولد ققنوس دیگریست از پس غبار و رخوت سالهای تنهایی... زیر لب زمزمه میکرد؛

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو

پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو

ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز

کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو

دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار

گوشه تاج سلطنت می‌شکند گدای تو

خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند

این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو

شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر

کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو

شاه‌نشین چشم من تکیه گه خیال توست

جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو

خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن

حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسرای تو


(قسمت پنجم از مجموعه راننده تاکسی، ساخته ایمان ابوحمزه)