آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوشتن» ثبت شده است.

برای نوشتن

سه شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ۰۹:۰۱ ق.ظ
نویسنده : حمید آبان

برای نوشتن باید نوشت، از هر کجای دل که برآمد واژه ای تازه، باید نوشت، نوشت و فریاد زد در کالبد کلمات، که زنده ام، که توامان نفس میکشم، که حی و حاضرم، باید نوشت و اندیشه بغض شده در گلو را به قامت کلمات درآورد. اما گاهی با سینه ای پر از حرف و ناگفته ها، سینه ای مالامال رنج و درد، واژگان قهر پیشه می کنند، گاه ناز دارند و گوشه ذهن خسته ای کنج عزلت اختیار می کنند... اما دریغ که در این روزگار مرهمی نیست جز نوشتن، و این واژگان اند که چون سرشک سرازیر می شوند از گوشه پلک دل، و خسته تر از آنی که دست به گونه اش ببری و رد حضور کلمات را تماشا می کنی، آنقدر به تماشا می نشینی که تمام شوی، تمام شوی از حرف ها، اما مگر تمامی دارد این ناگفته ها... و تو محکوم به گفتن و نوشتن به تماشا می نشینی هبوط کلمات را، از کویر دل، به سرسرای آشفتگی... که این سرای بی کسی را همدمی نیست جز کلمات، جز آیینه ای که قامت سکوت را به رخ تو می کشد، سکوت و تنهایی و همنشینی با کلمات، کلماتی که خود ترجمان سکوت اند در این ورطه ناسپاسی، و تو را چه شده است که اینگونه به کلمات پناه برده ای، که خود خوب میدانی چه رسواگرند وقتی سکوت می شکنند، و از نگاه و نگاهانی می گذرند. اما افسوس که تو را نیست چاره ای جز نوشتن، از برای نوشتن...

یه خورده بشنویم...