آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

آبیــ آبان

روایتی تازه از پائیز

آبیــ آبان

جوانی من طوفانی بود ظلمانی
که اینجا و آنجا بر آن تابیدند خورشیدهای فروزان؛
تندر و باران چنان به ویرانی‌اش کشید
که در باغ من اندک ماند میوه‌های گلگون
حال که غروب اندیشه‌ها فرارسیده
بیلچه و شن‌کش باید
تا سامان دوباره بخشم زمین‌های به سیلاب شسته را
آنجا که آب حفره‌هایی به بزرگی گور کنده.
و چه معلوم این گل‌های تازه‌ای که به رؤیا می‌بینم
در این زمین شسته چون ریگزار ساحلی
جان دوباره بگیرند به قوت توشه معنوی؟


این وبلاگ و قصه هایش را بخوانید...

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کالای ایرانی» ثبت شده است

امروز تیم ملی فوتبال ایران و کامبوج به مصاف هم می روند، خب، خیلی مسابقه و رقابت مهمی به نظر نمی رسد، شاید حتی اسم این کشور واقع در جنوب شرقی آسیا هم به گوشتان نخورده باشد، ولی باید عرض کنم چنین کشوری وجود خارجی دارد، و تیم ملی فوتبالش امروز به مصاف تیم ملی ما می رود، در ورزشگاه آزادی و از سری مسابقات مقدماتی انتخابی جام جهانی 2022، که در کنار بحرین و هنگ کنگ در یک گروه قرار گرفته اند. تا اینجای کار یک سری اطلاعات جغرافیایی و فوتبالی از نظر مبارکتان گذشت، و پیش خوتان گفتید، خب که چی؟ این اطلاعات به چه درد ما میخورد؟ در جواب باید عرض کنم که بله، حق با شماست، این اطلاعات به درد ما نمیخورد. اما مسابقه امروز، نقطه عطفی در تاریخ چهل ساله ایران و انقلاب اسلامی خواهد بود! باز پیش خوتان با تعجب حتما خواهید گفت، مسابقه ای به این بی اهمیتی چطور نقطه عطف تاریخ چهل ساله ما خواهد شد؟!! و باز در جواب باید عرض کنم که بله، میشود که اینطور شود! امروز بانوان سرزمین ما برای اولین بار بطور رسمی وارد ورزشگاه خواهند شد، و بازی تیم ملی کشورشان را از نزدیک خواهند دید، و این به اهمیت چنین روزی و چنین مسابقه ای می افزاید. فارغ از اقدامات تفکیک جنسیتی مسئولین در برگزاری مسابقه امروز که قفسی به ابعاد چند هزار زن تعبیه کرده اند و حتی پارکینگ های ورزشگاه را نیز جدا کرده اند، اما امروز زنان و دختران ایران به استادیوم آزادی می روند. اما نکات زیادی در این واقعه تاریخی وجود دارد که با کمی دقت به آن پی می بریم؛

1- سالهاست زنان و دختران ایران در قالب اعتراضات مدنی، تشکل ها و جنبش های مختلف اجتماعی، درخواست آزادی هایی در انتخاب نوع پوشش و حجاب و حضور در اماکن ورزشی دارند. این مطالبات تنها بخشی از انبوه مطالباتی است که به زعم آنها، در این چهل سال از آنها سلب شده، و حال در آستانه تحقق یکی از این اهداف، یعنی حضور در ورزشگاه قرار دارند. این اتفاق نوید آن را می دهد که اگر مطالبه گر باشیم و در مسیر احقاق حقوق خود اگر پایدار بمانیم، حکومت در نهایت مجبور به عقب نشینی و به رسمیت شناختن آن حق خواهد شد. و زنان ایران ثابت کردند، در این راه، از مردان پیشی گرفته اند. این اعتراضات اما فرجام های تلخی نیز به همراه داشته است، و حادثه تلخ دختر آبی یکی از آنهاست، حادثه ای که بازتاب گسترده جهانی داشت، و مسئولین فیفا را مجاب کرد مسئله حضور زنان در ورزشگاه را جدی تر پیش گرفته و برای همیشه حل کنند.

2- سالهاست ما (مرد و زن) در کنار هم به دانشگاه می رویم، در یک محیط کار مشغول به کار هستیم، به سینما و تئاتر و کنسرت می رویم، در کنار هم و دوشادوش هم به آبادانی کشور کمک می کنیم، و در همه این شرایط امکان انحراف و به خطر افتادن دنیا و آخرتمان وجود داشته است، در این شرایطی که ذکر شد، چاره چه بود؟ از هم تفکیک شدیم؟ مگر می شود یک جامعه را به دو بخش زنانه و مردانه تبدیل کرد؟ مگر می شود یک دیوار وسط شهر کشید؟ خیر، نمی شود، ما یاد گرفتیم به قوانین و مقررات احترام بگذاریم، یاد گرفتیم با جنس مخالف چگونه برخورد کنیم، یاد گرفتیم و در حال یاد گرفتن هستیم. پس چاره در آموزش و فرهنگ سازی است، چاره در تعلیم و تربیت است، که صدها نهاد و سازمان آموزشی متولی این امر هستند.

3- حضور زنان در ورزشگاه به دلایل نامعلومی از طرف برخی مردان و حتی زنان با مخالفت جدی روبرو شد، بطوری که تعدادی از بانوان دیروز در مقابل فدراسیون دست به اعتراض زدند تا مانع از حضور هم جنس های خود در ورزشگاه شوند! اما چرا؟ چرا انسان به محدودیت ها خو کرده و دیگران را نیز توصیه به تحمل آن می کند؟ مگر ورزشگاه با سالن سینما و تئاتر و اماکن دیگر در سطح شهر چه تفاوتی دارد؟ شاید این اتفاق زنگ خطریست در باب مطالبه گری مردم؟

.

پ ن: از اونجایی که خودم به شخصه با حضور زنان در ورزشگاه و احقاق بسیاری از حقوق اجتماعی آنها موافقم، این متن کاملا یکسویه نوشته شده و میتونه محل نقد و بررسی شما دوستان باشه، که چرا با حضور زنان در ورزشگاه ممکنه مخالف باشید.

حمید آبان
۱۸ مهر ۹۸ ، ۱۱:۰۸ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۷ نظر

ما دهه شصتی ها خوب یادمونه که بیشتر خونه ها با کالای ایرانی پر میشد، یادمه کسی دنبال یخچال خارجی نبود، تلویزیون ها غالبا پارس و شهاب بود، کفش ملی و بلا می پوشیدیم، یادمه کفش ملی یه کفشی داشت به اسم کیکرز، از این کفش های بادوام و به اصطلاح خرکار، محصولاتش حتی به خاورمیانه و اروپا هم صادر میشد. یه دوستی داشتم خانوادگی توی کار تولید سماور بودن، سماورهای ما رو کشورهای منطقه میخریدن! راسته دماغتو میگرفتی و جاده مخصوص کرج رو از میدون آزادی تا کرج میرفتی، پر بود از کارخونه و کارگاه های فعال، که همگی توی کار تولید بودن، و از کنار این رونق تولید آدم های زیادی سر کار بودن و زندگی مردم با کم و زیاد به خوبی می چرخید. محصولات کارخونه ارج نه تنها داخل ایران خریدار داشت، که کشورهای منطقه هم خواهان اون محصولات بودن. وقتی ارج و کفش ملی تعطیل شد، فاتحه صنعت و تولید کشور هم همون موقع خونده شد، وقتی تلویزیون های الجی و سامسونگ جای برندهایی مثل پارس و شهاب رو گرفتن، فاتحه تولید خونده شد، وقتی دیگه کسی یخچال فیلور و قندیل و ... نخرید و همه به برندهای کره ای اعتماد کردن، فاتحه تولید خونده شد.

شاید یکی از دلایل حذف برندهای ایرانی عدم برابری با تکنولوژی برندهای خارجی باشه، اینکه برندهای ما خودشون رو به روز نکردن و از غافله پیشرفت فناوری عقب موندن، اما باید دید برندهای ما از حمایت دولتی برخوردار بودن؟ چقدر از این شرکت ها حمایت شد؟ چقدر به ورود تکنولوژی به کشور اهمیت داده شد؟ چقدر با دنیا تعامل برقرار کردیم تا علم وارد کشور کنیم؟ تا این کارخونه های ما مثل شرکت های کره ای برندهای بزرگ لوازم خانگی تولید کنن.. چقدر به بخش خودروسازی ما اهمیت داده شد؟ چرا هنوز ماشین های از رده خارج دنیا رو تولید می کنیم؟ چرا کسی به لوازم خانگی ایرانی اعتماد نداره؟ چرا کیفیت ها انقدر پایینه؟ همه این سوالات و خیلی سوالات دیگه تو سر ما وجود داره که بعضی ها پاسخ دارن و اغلب بی پاسخ هستن...

اقتصاد یک کشور با تولید سر پا میمونه، تولید اشتغال ایجاد میکنه، اشتغال رونق بازار ایجاد میکنه و این چرخه تکرار میشه و به رونق اقتصادی می رسیم. اما دریغ که منافع بعضی از رجال ما مغایر با منافع ملی ماست. این اقتصاد بیمار، که سرمایه دار رو ترغیب به دلال بازی میکنه و از سرریز شدن سرمایه اش توی بخش تولید ممانعت میکنه، باعث رکود اقتصادی میشه. پولی که وارد تولید نشه و به خرید ماشین و خونه و دلار و سکه هزینه بشه، باعث راکد موندن سرمایه میشه، سرمایه ای که میتونه ده ها و صدها و هزاران شغل ایجاد کنه، اما تبدیل به ارز و سکه و مسکن میشه.

یک زمانی سرمایه دارها اغلب کارخونه دار بودن، در کنار تولید و سود کلانی که می بردن، هزاران نفر صاحب شغل میشدن، و این تبدیل میشد به میلیون ها خانواده ای که با دست پر به بازار می رفتن، خرید می کردن و چرخه اقتصادی رو زنده نگه میداشتن..

ما تو زمینه های بسیار زیادی میتونیم تولید کننده برتر منطقه باشیم و با یک چشم انداز ده ساله کالاهای با کیفیت ما میتونن سر از بازارهای اروپایی و حتی آمریکایی در بیارن، اما هزاران مانع بر سر این اقتصاد وجود داره که مهم ترین اونها تحریم هاست. تحریم هایی که یک طرف اون ما هستیم، و چند سال پیش خیلی راحت میتونستیم مهر پایان بزنیم بهش...

القصه این حرف ها بخشی از دلیل حال بد این روزهای ماست...

حمید آبان
۲۱ خرداد ۹۸ ، ۱۰:۳۴ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۷ نظر